ديوان شمس غزل ٢٣٩٩ بيت ٥ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۹۹

  1. آن کس که قرص بیند گوید که گشت زنده و آن کو به روزن آید گوید فلان بمرده

G2399:5

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ای از تو من برسته ای هم توام بخورده·هم در تو می‌گدازم چون از توام فسرده
  2. 2 گه در کفم فشاری گه زیر پا به هر غم·زیرا که می‌نگردد انگور نافشرده
  3. 3 چون نور آفتابی بر خاک ما فکندی·و آن گاه اندک اندک باز آن طرف ببرده
  4. 4 از روزن تن خود چون نور بازگردیم·در قرص آفتابی پاک از گناه و خرده
  5. 5 آن کس که قرص بیند گوید که گشت زنده·و آن کو به روزن آید گوید فلان بمرده
  6. 6 در جام رنج و شادی پوشیده اصل ما را·در مغز اصل صافیم باقی بمانده درده
  7. 7 ای اصل اصل دل‌ها ای شمس حق تبریز·ای صد جگر کبابت تا چیست قدر گرده

ganjoor: sh2399 · public domain