ديوان شمس› غزل ٢٣٩٩› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۹۹
- در جام رنج و شادی پوشیده اصل ما را در مغز اصل صافیم باقی بمانده درده
G2399:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای از تو من برسته ای هم توام بخورده·هم در تو میگدازم چون از توام فسرده
- 2 گه در کفم فشاری گه زیر پا به هر غم·زیرا که مینگردد انگور نافشرده
- 3 چون نور آفتابی بر خاک ما فکندی·و آن گاه اندک اندک باز آن طرف ببرده
- 4 از روزن تن خود چون نور بازگردیم·در قرص آفتابی پاک از گناه و خرده
- 5 آن کس که قرص بیند گوید که گشت زنده·و آن کو به روزن آید گوید فلان بمرده
- 6 در جام رنج و شادی پوشیده اصل ما را·در مغز اصل صافیم باقی بمانده درده
- 7 ای اصل اصل دلها ای شمس حق تبریز·ای صد جگر کبابت تا چیست قدر گرده
ganjoor: sh2399 · public domain