ديوان شمس غزل ٢٤١٩ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۱۹

  1. خمره را بر زمین زن و بشکن دیده نبود چنانک بشنیده

G2419:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 خوش بود فرش تن نور دیده·خوش بود مرغ جان بپریده
  2. 2 جان نادیده خسیس شده·جان دیده رسیده در دیده
  3. 3 جان زرین و جان سنگین را·چون کلوخ از برنج بگزیده
  4. 4 سر کاغذ گشاده دست اجل·نقد در کاغذ است پیچیده
  5. 5 خمره پرعسل سرش بسته·پشت و پهلوش را تو لیسیده
  6. 6 خمره را بر زمین زن و بشکن·دیده نبود چنانک بشنیده
  7. 7 شمس تبریز بشکند خم را·که ز نامش فلک بلرزیده

ganjoor: sh2419 · public domain