ديوان شمس› غزل ٢٥٢٢› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۲۲
- دلا میگرد چون بیدق به گرد خانه آن شه بترس از مات و از قایم چو نطع عشق گستردی
G2522:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 دل پردرد من امشب بنوشیدهست یک دردی·از آنچ زهره ساقی بیاوردش ره آوردی
- 2 چه زهره دارد و یارا که خواب آرد حشر ما را·که امشب مینماید عشق بر عشاق پامردی
- 3 زنان در تعزیت شبها نمیخسبند از نوحه·تو مرد عاشقی آخر زبون خواب چون گردی
- 4 دلا میگرد چون بیدق به گرد خانه آن شه·بترس از مات و از قایم چو نطع عشق گستردی
- 5 مرا هم خواب میباید ولیکن خواب میناید·که بیرون شد مزاج من هم از گرمی هم از سردی
ganjoor: sh2522 · public domain