ديوان شمس غزل ٢٥٢٢ بيت ٥ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۲۲

  1. مرا هم خواب می‌باید ولیکن خواب می‌ناید که بیرون شد مزاج من هم از گرمی هم از سردی

G2522:5

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 دل پردرد من امشب بنوشیده‌ست یک دردی·از آنچ زهره ساقی بیاوردش ره آوردی
  2. 2 چه زهره دارد و یارا که خواب آرد حشر ما را·که امشب می‌نماید عشق بر عشاق پامردی
  3. 3 زنان در تعزیت شب‌ها نمی‌خسبند از نوحه·تو مرد عاشقی آخر زبون خواب چون گردی
  4. 4 دلا می‌گرد چون بیدق به گرد خانه آن شه·بترس از مات و از قایم چو نطع عشق گستردی
  5. 5 مرا هم خواب می‌باید ولیکن خواب می‌ناید·که بیرون شد مزاج من هم از گرمی هم از سردی

ganjoor: sh2522 · public domain