ديوان شمس› غزل ٢٦٩٧› بيت ٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۹۷
- بدیدم طرفه منزلهای دلکش ولیک از جان ندیدم من غباری
G2697:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 بدید این دل درون دل بهاری·سحرگه دید طرفه مرغزاری
- 2 در او آرامگاه جان عاشق·در او بوس و کنار بیکناری
- 3 که فردوسش غلام آن گلستان·بهشت از سبزه زارش شرمساری
- 4 به هر جانب یکی حلقه سماعی·به زیر هر درختی خوش نگاری
- 5 اگر پیری درآید همچو کافور·شود گل عارضی مشکین عذاری
- 6 چو شیر اسکست جان زنجیرها را·رمید آن سو چو مجنون بیقراری
- 7 برفتم در پی جان تا کجا شد·در آن رفتن مرا بگشاد کاری
- 8 بدیدم طرفه منزلهای دلکش·ولیک از جان ندیدم من غباری
- 9 بگو راز مرا تا بازآید·وگر ناید بیا واپس تو باری
- 10 نشانیها بیاور ارمغانی·که تا تن را کنم من دارداری
- 11 کیست آن مه خداوند شمس تبریز·خداخلقی عجیبی نامداری
ganjoor: sh2697 · public domain