ديوان شمس غزل ٢٧٩٨ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۹۸

  1. زان برون انداخت جوشن حمزه وقت کارزار کز هزاران حصن و جوشن روح را جوشن‌تری

G2798:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 در دو چَشمِ مَن نِشین اِی آن که از مَن مَن‌تری·تا قمر را وانمایم کز قمر روشن‌تری
  2. 2 اندرآ در باغ تا ناموس گلشن بشکند·ز آنک از صد باغ و گلشن خوش‌تر و گلشن‌تری
  3. 3 تا که سَرو از شرمِ قَدَت قدِ خود پنهان کند·تا زبان اندرکشد سوسن که تو سوسن‌تری
  4. 4 وقتِ لطف ای شمعِ جان مانند مومی نرم و رام·وقت ناز از آهن پولاد تو آهن‌تری
  5. 5 چون فلک سرکش مباش ای نازنین کز ناز او·نرم گردی چون زمین گر از فلک توسن‌تری
  6. 6 زان برون انداخت جوشن حمزه وقت کارزار·کز هزاران حصن و جوشن روح را جوشن‌تری
  7. 7 زان سبب هر خلوتی سوراخ روزن را ببست·کز برای روشنی تو خانه را روشن‌تری

ganjoor: sh2798 · public domain