ديوان شمس› غزل ٢٧٩٨› بيت ٧ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۹۸
- زان سبب هر خلوتی سوراخ روزن را ببست کز برای روشنی تو خانه را روشنتری
G2798:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 در دو چَشمِ مَن نِشین اِی آن که از مَن مَنتری·تا قمر را وانمایم کز قمر روشنتری
- 2 اندرآ در باغ تا ناموس گلشن بشکند·ز آنک از صد باغ و گلشن خوشتر و گلشنتری
- 3 تا که سَرو از شرمِ قَدَت قدِ خود پنهان کند·تا زبان اندرکشد سوسن که تو سوسنتری
- 4 وقتِ لطف ای شمعِ جان مانند مومی نرم و رام·وقت ناز از آهن پولاد تو آهنتری
- 5 چون فلک سرکش مباش ای نازنین کز ناز او·نرم گردی چون زمین گر از فلک توسنتری
- 6 زان برون انداخت جوشن حمزه وقت کارزار·کز هزاران حصن و جوشن روح را جوشنتری
- 7 زان سبب هر خلوتی سوراخ روزن را ببست·کز برای روشنی تو خانه را روشنتری
ganjoor: sh2798 · public domain