ديوان شمس› غزل ٢٨٧٠› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۷۰
- نیست روزی که سپاه شبش آرد غارت نیست دینار و درم یا هوس معدودی
G2870:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای دریغا در این خانه دمی بگشودی·مونس خویش بدیدی دل هر موجودی
- 2 چشم یعقوب به دیدار پسر شاد شدی·ساقی وصل شراب صمدی پیمودی
- 3 رو نمودی که منم شاهد تو باک مدار·از زیان هیچ میندیش چو دیدی سودی
- 4 هیچ کس رشک نبردی که فلان دست ببرد·هر کسی در چمن روح به کام آسودی
- 5 نیست روزی که سپاه شبش آرد غارت·نیست دینار و درم یا هوس معدودی
- 6 حاجتت نیست که یاد طرب کهنه کنی·کی بود در خضر خلد غم امرودی
- 7 صد هزاران گره جمع شده بر دل ما·از نصیب کرمش آب شدی بگشودی
- 8 صورت حشو خیالات ره ما بستند·تیغ خورشید رخش خفیه شده در خودی
- 9 طالب جمله وی است و لقبش مطلوبی·عابد جمله وی است و لقبش معبودی
- 10 خادم و مؤذن این مسجد تن جان شماست·ساجدی گشته نهان در صفت مسجودی
- 11 ای ایازت دل و جان شمس حق تبریزی·نیست در هر دو جهان چون تو شه محمودی
ganjoor: sh2870 · public domain