ديوان شمس› غزل ٢٩٥١› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۵۱
- زان اشکبار گشتم چون ابر در بهاران تا نوبهار حسنت بر من کند بهاری
G2951:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری·چون موی از آن شدم من تا تو سرم بخاری
- 2 زان دست شستم از خود تا دست من تو گیری·زان چون خیال گشتم تا در دلم گذاری
- 3 زان روز و شب دریدم در عاشقی گریبان·تا تو ز مشرق دل چون مه سری برآری
- 4 زان اشکبار گشتم چون ابر در بهاران·تا نوبهار حسنت بر من کند بهاری
- 5 حمال آن امانت کان را فلکت نپذرفت·گشتم به اعتمادی کز لطف توست یاری
- 6 شاها به حق آنک بر لوح سینه هر دم·از بهر بت پرستان نوصورتی نگاری
- 7 بنمای صورتی را کان لوح درنگنجد·تا بت پرست و بتگر یابند رستگاری
ganjoor: sh2951 · public domain