ديوان شمس› غزل ٢٩٥٩› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۵۹
- ماییم چون درختان صنع تو باد گردان خود کار باد دارد هر چند شد نهانی
G2959:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی·زخمت بر این نشانه آمد کنون تو دانی
- 2 زخمی بزن دگر تو مرهم نخواهم از تو·گر یک جهان نماند چه غم تو صد جهانی
- 3 در شرح درنیایی چون شرح سر حقی·در جان چرا نیایی چون جان جان جانی
- 4 ماییم چون درختان صنع تو باد گردان·خود کار باد دارد هر چند شد نهانی
- 5 زان باد سبز گردیم زان باد زرد گردیم·گر برگ را بریزی از میوه کی ستانی
- 6 در نقش باغ پیش است در اصل میوه پیش است·تو اولین گهر را آخر همیرسانی
- 7 خواهم که از تو گویم وز جز تو دست شویم·پنهان شوی و ما را در صف همیکشانی
ganjoor: sh2959 · public domain