ديوان شمس غزل ٢٩٥٩ بيت ٧ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۵۹

  1. خواهم که از تو گویم وز جز تو دست شویم پنهان شوی و ما را در صف همی‌کشانی

G2959:7

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی·زخمت بر این نشانه آمد کنون تو دانی
  2. 2 زخمی بزن دگر تو مرهم نخواهم از تو·گر یک جهان نماند چه غم تو صد جهانی
  3. 3 در شرح درنیایی چون شرح سر حقی·در جان چرا نیایی چون جان جان جانی
  4. 4 ماییم چون درختان صنع تو باد گردان·خود کار باد دارد هر چند شد نهانی
  5. 5 زان باد سبز گردیم زان باد زرد گردیم·گر برگ را بریزی از میوه کی ستانی
  6. 6 در نقش باغ پیش است در اصل میوه پیش است·تو اولین گهر را آخر همی‌رسانی
  7. 7 خواهم که از تو گویم وز جز تو دست شویم·پنهان شوی و ما را در صف همی‌کشانی

ganjoor: sh2959 · public domain