ديوان شمس غزل ٣٠٢٦ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۲۶

  1. ای دل دریاصفت موج تو ز اندیشه‌هاست هر دم کف می‌کنی بر چه گهر عاشقی

G3026:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 خیره چرا گشته‌ای خواجه مگر عاشقی·کاسه بزن کوزه خور خواجه اگر عاشقی
  2. 2 کاش بدانستیی بر چه در استاده‌ای·کاش بدانستیی بر چه قمر عاشقی
  3. 3 چشمه آن آفتاب خواب نبیند فلک·چشمت از او روشنست تیزنظر عاشقی
  4. 4 شیر فلک زین خطر خون شده استش جگر·راست بگویم مرنج سخته جگر عاشقی
  5. 5 ای گل تر راست گو بر چه دریدی قبا·ای مه لاغرشده بر چه سحر عاشقی
  6. 6 ای دل دریاصفت موج تو ز اندیشه‌هاست·هر دم کف می‌کنی بر چه گهر عاشقی
  7. 7 آنک از او گشت دنگ غم نخورد از خدنگ·ور تو سپر بفکنی سسته سپر عاشقی
  8. 8 جملهٔ اجزای خاک، هست چو ما عشقناک·لیک تو ای روح ِپاکْ، نادره‌تر عاشقی
  9. 9 ای خرد ار بحریی دم مزن و دم بخور·چون هنرت خامشیست بر چه هنر عاشقی

ganjoor: sh3026 · public domain