ديوان شمس› غزل ٣٠٢٦› بيت ٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۲۶
- جملهٔ اجزای خاک، هست چو ما عشقناک لیک تو ای روح ِپاکْ، نادرهتر عاشقی
G3026:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 خیره چرا گشتهای خواجه مگر عاشقی·کاسه بزن کوزه خور خواجه اگر عاشقی
- 2 کاش بدانستیی بر چه در استادهای·کاش بدانستیی بر چه قمر عاشقی
- 3 چشمه آن آفتاب خواب نبیند فلک·چشمت از او روشنست تیزنظر عاشقی
- 4 شیر فلک زین خطر خون شده استش جگر·راست بگویم مرنج سخته جگر عاشقی
- 5 ای گل تر راست گو بر چه دریدی قبا·ای مه لاغرشده بر چه سحر عاشقی
- 6 ای دل دریاصفت موج تو ز اندیشههاست·هر دم کف میکنی بر چه گهر عاشقی
- 7 آنک از او گشت دنگ غم نخورد از خدنگ·ور تو سپر بفکنی سسته سپر عاشقی
- 8 جملهٔ اجزای خاک، هست چو ما عشقناک·لیک تو ای روح ِپاکْ، نادرهتر عاشقی
- 9 ای خرد ار بحریی دم مزن و دم بخور·چون هنرت خامشیست بر چه هنر عاشقی
ganjoor: sh3026 · public domain