ديوان شمس› غزل ٣١١٨› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۱۸
- مها، بار دیگر نظر کن به چاکر چنین دان، کاسیری ز کافر خریدی
G3118:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 نگارا، چرا قول دشمن شنیدی؟!·چرا بهر دشمن ز چاکر بریدی؟!
- 2 چه سوگند خوردی؟! چه دل سخت کردی·که گویی که هرگز مرا خود ندیدی
- 3 مها، بار دیگر نظر کن به چاکر·چنین دان، کاسیری ز کافر خریدی
- 4 تو آب حیاتی، چو رویت بدیدم·چو می در تن بنده هرسو دویدی
- 5 تو باز سپیدی، که بر من نشستی·ربودی دلم را، هوا بر پریدی
- 6 دلم رو به دیوار کردست ازان دم·که در خانه رفتی و رو درکشیدی
- 7 اگر جان بخواندم ترا راست گفتم·که جان ناپدیدست، و تو ناپدیدی
- 8 به فریاد من رس، که این وقت رحمست·که صد جا به فریاد جانم رسیدی
ganjoor: sh3118 · public domain