ديوان شمس غزل ٣٢٤ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۲۴

  1. کمان زه کن خدایا نه که تیر قاب قوسینی که وقت آمد که من جان را سپر سازم همین ساعت

G324:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 درآ تا خرقهٔ قالب دراندازم همین ساعت·درآ تا خانهٔ هستی بپردازم همین ساعت
  2. 2 صلا زن پاکبازی را رها کن خاک‌بازی را·که یک جان دارم و خواهم که دربازم همین ساعت
  3. 3 کمان زه کن خدایا نه که تیر قاب قوسینی·که وقت آمد که من جان را سپر سازم همین ساعت
  4. 4 چو بر می‌آید این آتش فغان می‌خیزد از عالم·امانم ده امانم ده که بگدازم همین ساعت
  5. 5 جهان از ترس می‌درّد و جان از عشق می‌پرّد·که مرغان را به رشک آرم ز پروازم همین ساعت

ganjoor: sh324 · public domain