ديوان شمس› غزل ٤٤٧› بيت ٧ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۴۷
- اندر خیال مفخر تبریز شمس دین منگر تو خوار کان شه خون خوار نازکست
G447:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست·رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست
- 2 در دل مدار نیز که رخ بر رخش نهی·کو سر دل بداند و دلدار نازکست
- 3 چون آرزو ز حد شد دزدیده سجده کن·بسیار هم مکوش که بسیار نازکست
- 4 گر بیخودی ز خویش همه وقت وقت تو است·گر نی به وقت آی که اسرار نازکست
- 5 دل را ز غم بروب که خانه خیال او است·زیرا خیال آن بت عیار نازک است
- 6 روزی بتافت سایه گل بر خیال دوست·بر دوست کار کرد که این کار نازکست
- 7 اندر خیال مفخر تبریز شمس دین·منگر تو خوار کان شه خون خوار نازکست
ganjoor: sh447 · public domain