ديوان شمس› غزل ٤٥٧› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۵۷
- در خواب کردهای ز رهاوی مرا کنون بیدار کن به زنگلهام کانم آرزوست
G457:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست·وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست
- 2 در پرده حجاز بگو خوش ترانهای·من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست
- 3 از پرده عراق به عشاق تحفه بر·چون راست و بوسلیک خوش الحانم آرزوست
- 4 آغاز کن حسینی زیرا که مایه گفت·کان زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوست
- 5 در خواب کردهای ز رهاوی مرا کنون·بیدار کن به زنگلهام کانم آرزوست
- 6 این علم موسقی بر من چون شهادتست·چون مؤمنم شهادت و ایمانم آرزوست
- 7 ای عشق عقل را تو پراکنده گوی کن·ای عشق نکتههای پریشانم آرزوست
- 8 ای باد خوش که از چمن عشق میرسی·بر من گذر که بوی گلستانم آرزوست
- 9 در نور یار صورت خوبان همینمود·دیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست
ganjoor: sh457 · public domain