ديوان شمس غزل ٤٥٧ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۵۷

  1. این علم موسقی بر من چون شهادتست چون مؤمنم شهادت و ایمانم آرزوست

G457:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ای چنگ پرده‌های سپاهانم آرزوست·وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست
  2. 2 در پرده حجاز بگو خوش ترانه‌ای·من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست
  3. 3 از پرده عراق به عشاق تحفه بر·چون راست و بوسلیک خوش الحانم آرزوست
  4. 4 آغاز کن حسینی زیرا که مایه گفت·کان زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوست
  5. 5 در خواب کرده‌ای ز رهاوی مرا کنون·بیدار کن به زنگله‌ام کانم آرزوست
  6. 6 این علم موسقی بر من چون شهادتست·چون مؤمنم شهادت و ایمانم آرزوست
  7. 7 ای عشق عقل را تو پراکنده گوی کن·ای عشق نکته‌های پریشانم آرزوست
  8. 8 ای باد خوش که از چمن عشق می‌رسی·بر من گذر که بوی گلستانم آرزوست
  9. 9 در نور یار صورت خوبان همی‌نمود·دیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست

ganjoor: sh457 · public domain