ديوان شمس› غزل ٤٩٧› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۹۷
- سر خم را گشاد ساقی و گفت الصلا هر کسی که عاشق ماست
G497:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 صوفیان آمدند از چپ و راست·در به در کو به کو که باده کجاست
- 2 در صوفی دلست و کویش جان·باده صوفیان ز خم خداست
- 3 سر خم را گشاد ساقی و گفت·الصلا هر کسی که عاشق ماست
- 4 این چنین باده و چنین مستی·در همه مذهبی حلال و رواست
- 5 توبه بشکن که در چنین مجلس·از خطا توبه صد هزار خطاست
- 6 چون شکستی تو زاهدان را نیز·الصلا زن که روز روز صلاست
- 7 مردمت گر ز چشم خویش انداخت·مردم چشم عاشقانت جاست
- 8 گر برفت آب روی کمتر غم·جای عاشق برون آب و هواست
- 9 آشنایان اگر ز ما گشتند·غرقه را آشنا در آن دریاست
ganjoor: sh497 · public domain