ديوان شمس› غزل ٦٩٦› بيت ٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۹۶
- نزدیک آمد که دیده بخشیم آن را که به ما نظر ندارد
G696:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 بیچاره کسی که زر ندارد·وز معدن زر خبر ندارد
- 2 بیچاره دلی که ماند بیتو·طوطیست ولی شکر ندارد
- 3 دارد هنر و هزار دولت·افسوس که آن دگر ندارد
- 4 میگوید دست جام بخشش·ما بدهیمش اگر ندارد
- 5 بر وی ریزییم آب حیوان·گر آب بر آن جگر ندارد
- 6 بی برگان را دهیم برگی·زان برگ که شاخ تر ندارد
- 7 آنها که ز ما خبر ندارند·گویند دعا اثر ندارد
- 8 نزدیک آمد که دیده بخشیم·آن را که به ما نظر ندارد
- 9 خاموش که مشکلات جان را·جز دست خدای برندارد
ganjoor: sh696 · public domain