ديوان شمس› غزل ٧٣٨› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۳۸
- احمدش گوید که واشوقا لقا اخواننا در هوای عشق او صدیق صدق میزند
G738:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 مطربم سرمست شد انگشت بر رق میزند·پرده عشاق را از دل به رونق میزند
- 2 رخت بربندید ای یاران که سلطان دو کون·ایستاده بر فراز عرش سنجق میزند
- 3 اولیا و انبیا حیران شده در حضرتش·یحیی و داوود و یوسف خوش معلق میزند
- 4 عیسی و موسی که باشد چاوشان درگهش·جبرئیل اندر فسونش سحر مطلق میزند
- 5 جان ابراهیم مجنون گشت اندر شوق او·تیغ را بر حلق اسماعیل و اسحق میزند
- 6 احمدش گوید که واشوقا لقا اخواننا·در هوای عشق او صدیق صدق میزند
- 7 لیلی و مجنون به فاقه آه حسرت میخورند·خسرو و شیرین به عشرت جام راوق میزند
- 8 شمس تبریز ایستاده مست در دستش کمان·تیر زهرآلود را بر جان احمق میزند
- 9 رستم و حمزه فکنده تیغ و اسپر پیش او·او چو حیدر گردن هشام و اربق میزند
- 10 کیست آن کس کو چنین مردی کند اندر جهان·شمس تبریزی که ماه بدر را شق میزند
- 11 هر که نام شمس تبریزی شنید و سجده کرد·روح او مقبول حضرت شد اناالحق میزند
- 12 ای حسام الدین تو بنویس مدح آن سلطان عشق·گرچه منکر در هوای عشق او دق میزند
- 13 منکرست و روسیه ملعون و مردود ابد·از حسد همچون سگان از دور بق بق میزند
ganjoor: sh738 · public domain