ديوان شمس غزل ٧٣٩ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۳۹

  1. عشق تو حیران کند دیدار تو خندان کند زانک دریا آن کند زیرا که گوهر این کند

G739:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند·هین که آمد دود غم تا خلق را غمگین کند
  2. 2 ای تو رنگ عافیت زیرا که ماه از خاصیت·سنگ‌ها را لعل سازد میوه را رنگین کند
  3. 3 پرده بردار ای قمر پنهان مکن تنگ شکر·تا بر سیمین تو احوال ما زرین کند
  4. 4 عشق تو حیران کند دیدار تو خندان کند·زانک دریا آن کند زیرا که گوهر این کند
  5. 5 از میان دل صبوحی کآفتابت تیغ زد·گردن جان را بزن گر چرخ را تمکین کند
  6. 6 چشم تو در چشم‌ها ریزد شرابی کز صفا·زان سوی هفتاد پرده دیده را ره بین کند
  7. 7 گر شبی خلوت کنی گویم من اندر گوش تو·لطف‌هایی را که با ما شه صلاح الدین کند

ganjoor: sh739 · public domain