ديوان شمس› غزل ٨٤٩› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۴۹
- شاهان که نابدیدند چون حال تو بدیدند از مهر و از عنایت جمله دعات کردند
G849:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند·دیدی که جمله رفتند تنها رهات کردند
- 2 ای یوسف امانت آخر برادرانت·بفروختندت ارزان و اندک بهات کردند
- 3 آنها که این جهان را بس بیوفا بدیدند·راه اختیار کردند ترک حیات کردند
- 4 بسیار خصم داری پنهان و مینبینی·کاین جمله حیله کردی ویشانت مات کردند
- 5 شاهان که نابدیدند چون حال تو بدیدند·از مهر و از عنایت جمله دعات کردند
- 6 با ساکنان سینه بنشین که اهل کینه·مانند طفل دینه بیدست و پات کردند
- 7 آنها نهفتگانند وینها که اهل رازند·از رنگ همچو چنگی باری دوتات کردند
- 8 اندیشه کن از آنها کاندیشههات دانند·کم جو وفا از اینها چون بیوفات کردند
ganjoor: sh849 · public domain