ديوان شمس غزل ٨٤٩ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۴۹

  1. با ساکنان سینه بنشین که اهل کینه مانند طفل دینه بی‌دست و پات کردند

G849:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند·دیدی که جمله رفتند تنها رهات کردند
  2. 2 ای یوسف امانت آخر برادرانت·بفروختندت ارزان و اندک بهات کردند
  3. 3 آن‌ها که این جهان را بس بی‌وفا بدیدند·راه اختیار کردند ترک حیات کردند
  4. 4 بسیار خصم داری پنهان و می‌نبینی·کاین جمله حیله کردی ویشانت مات کردند
  5. 5 شاهان که نابدیدند چون حال تو بدیدند·از مهر و از عنایت جمله دعات کردند
  6. 6 با ساکنان سینه بنشین که اهل کینه·مانند طفل دینه بی‌دست و پات کردند
  7. 7 آن‌ها نهفتگانند وین‌ها که اهل رازند·از رنگ همچو چنگی باری دوتات کردند
  8. 8 اندیشه کن از آن‌ها کاندیشه‌هات دانند·کم جو وفا از این‌ها چون بی‌وفات کردند

ganjoor: sh849 · public domain