ديوان شمس غزل ٨٥١ بيت ٢ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۵۱

  1. ای آنک هر وجودی ز آغاز از تو خیزد شاید که با وجودت در ما عدم درآید

G851:2

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آید·در خانه خیالت شاید که غم درآید
  2. 2 ای آنک هر وجودی ز آغاز از تو خیزد·شاید که با وجودت در ما عدم درآید
  3. 3 ای غم تو جمع می‌شو کاینک سپاه شادی·تا کیقباد شادان با صد علم درآید
  4. 4 ای دل مباش غمگین کاینک ز شاه شیرین·آن چنگ پرنوای خالی شکم درآید
  5. 5 آن ساقی الهی آید ز بزم شاهی·وان مطرب معانی اکنون به دم درآید
  6. 6 ای غم چه خیره رویی آخر مرا نگویی·اندر درم درافتی چون او درم درآید
  7. 7 آخر شوم مسلم از آتش تو ای غم·زان کس که جان فزایی او را سلم درآید

ganjoor: sh851 · public domain