ديوان شمس› غزل ٨٥١› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۵۱
- ای غم چه خیره رویی آخر مرا نگویی اندر درم درافتی چون او درم درآید
G851:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آید·در خانه خیالت شاید که غم درآید
- 2 ای آنک هر وجودی ز آغاز از تو خیزد·شاید که با وجودت در ما عدم درآید
- 3 ای غم تو جمع میشو کاینک سپاه شادی·تا کیقباد شادان با صد علم درآید
- 4 ای دل مباش غمگین کاینک ز شاه شیرین·آن چنگ پرنوای خالی شکم درآید
- 5 آن ساقی الهی آید ز بزم شاهی·وان مطرب معانی اکنون به دم درآید
- 6 ای غم چه خیره رویی آخر مرا نگویی·اندر درم درافتی چون او درم درآید
- 7 آخر شوم مسلم از آتش تو ای غم·زان کس که جان فزایی او را سلم درآید
ganjoor: sh851 · public domain