M2:766 — رو بهستی داشت فرعون عنود / لاجرم از کارگاهش کور بود
M2:766
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
فرعون، به دلیل غرور و تمرکز بر وجود مادی و نفسانی خود، از درک کارگاه هستی و دیدن دست پنهان خداوند در پسِ رویدادها کور و محروم بود.
مولانا در این بیت، داستان فرعون را به عنوان نمونهای بارز برای بحث خود دربارهٔ «هستی» و «نیستی» به کار میگیرد. در ابیات پیشین، او «کارگاه» آفرینش را همان «عدم» یا «نیستی» معرفی کرده است؛ فضایی که در آن میتوان دستِ «صانع» (خدا) را در حال کار دید. این «نیستی» به معنای فنای خود و رهایی از منیت است.
فرعون، که نماد اعلای نفس سرکش و خودپرستی است، تمام توجهش معطوف به «هستیِ» خود بود: قدرت، پادشاهی، و وجود مادیاش. او در این خودبینی غرق بود و نمیتوانست از این پوستهٔ «من» خارج شود تا به «کارگاه» الهی وارد شود. مولانا میگوید «لاجرم» یا بنا به ضرورتی اجتنابناپذیر، این رویکرد او را از دیدن حقیقت کور کرده بود.
نتیجهٔ این کوری، تلاش ابلهانهٔ او برای تغییر تقدیر الهی بود. او هزاران نوزاد را کشت تا از ظهور موسی (ع) جلوگیری کند، غافل از آنکه همان موسی در خانهٔ خود او در حال پرورش بود. اگر فرعون میتوانست به «کارگاه» نظر کند و ببیند که ارادهٔ الهی چگونه از دل اسباب و علل ظاهری کار میکند، از چنین تلاش مذبوحانهای دست برمیداشت. این بیت، تقابل میان دیدنِ ظاهری (که به هستیِ خود مشغول است) و دیدنِ باطنی (که در نیستی، صانع را مشاهده میکند) را به زیبایی نشان میدهد.
- عنود
- بسیار دشمن و لجوج، سرکش
- رو بهستی داشت
- توجهش به وجود مادی و نفسانی خود بود، خودبین بود
- لاجرم
- ناگزیر، بناچار، در نتیجه
- کارگاهش
- کارگاه او (خدا)، عالم غیب و محل تقدیر الهی
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.