पढ़िए› दफ़्तर 6› एक लापरवाह आदमी की उपमा जो अपनी उम्र बर्बाद करता है और मरने के समय उस तंग हालात में तौबा और इस्तग़फ़ार करने लगता है, जैसे हलबी शिया हर साल आशूरा के दिनों में अंताकिया के दरवाज़े पर मातम करते हैं और एक अजनबी कवि सफ़र से आकर पूछता है कि 'यह चीख-पुकार किस मातम की है'› शेर 782
M6:782 — یک غریبی شاعری از ره رسید / روز عاشورا و آن افغان شنید
M6:782
अर्थ · به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI
یک شاعر غریبه و مسافر، در روز عاشورا به شهر حلب میرسد و صدای ناله و زاری عظیم مردم را میشنود.
این بیت، صحنهی داستان را برای تمثیلی بزرگتر آماده میکند. شخصیت اصلی، یک «شاعر غریب» است. غریب بودن او دو جنبه دارد: هم مسافر و ناآشنا به شهر است و هم از حقیقت ماجرای کربلا و عمق سوگواری مردم بیخبر است. او فقط یک صدای مبهم، یک «افغان» میشنود و هنوز معنای آن را درک نمیکرده است.
مولانا با معرفی این شخصیت، مقدمات نقد خود را فراهم میکند. این شاعر نماد انسانی است که با پدیدههای معنوی و عمیق به شکلی سطحی و بیرونی برخورد میکند. او به جای درک اصل واقعه، به دنبال فرصتی برای کسب درآمد از طریق سرودن مرثیه است. در واقع، این بیت نقطه شروعی است برای نشان دادن تفاوت میان سوگواری حقیقی و آگاهانه با واکنشی ظاهری و منفعتطلبانه به یک مصیبت که قرنها پیش رخ داده است. این داستان، تمثیلی است برای کسانی که در پایان عمر، تازه به فکر توبه و جبران میافتند؛ درست مانند این شاعر که دیر به صحنه رسیده و از اصل ماجرا بیخبر است.
- غریبی
- فردی ناآشنا، مسافر، بیگانه
- از ره رسید
- از سفر آمد، وارد شد
- افغان
- ناله، زاری، فریاد بلند از درد و اندوه
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.