Leer› Libro 5› Sección 71 ← anterior · siguiente →
بخش ۷۱ - در بیان وخامت چرب و شیرین دنیا و مانع شدن او از طعام الله چنانک فرمود الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع طعام الله و قوله ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله یرزقون فرحین
Sobre la nocividad de los manjares y dulces del mundo y cómo impiden el alimento de Dios, como Él dijo: "El hambre es el alimento de Dios, con ella Él vivifica los cuerpos de los veraces"; es decir, en el hambre está el alimento de Dios. Y Su dicho: "Paso la noche con mi Señor, Él me alimenta y me da de beber". Y Su dicho: "Son provistos con alegría"
- M5:1742 وا رهی زین روزی ریزهٔ کثیفدر فتی در لوت و در قوت شریف
- M5:1743 گر هزاران رطل لوتش میخوریمیروی پاک و سبک همچون پری
- M5:1744 که نه حبس باد و قولنجت کندچارمیخ معده آهنجت کند
- M5:1745 گر خوری کم گرسنه مانی چو زاغور خوری پر گیرد آروغت دماغ
- M5:1746 کم خوری خوی بد و خشکی و دقپر خوری شد تخمه را تن مستحق
- M5:1747 از طعام الله و قوت خوشگواربر چنان دریا چو کشتی شو سوار
- M5:1748 باش در روزه شکیبا و مصردم به دم قوت خدا را منتظر
- M5:1749 که آن خدای خوبکار بردبارهدیهها را میدهد در انتظار
- M5:1750 انتظار نان ندارد مرد سیرکه سبک آید وظیفه یا که دیر
- M5:1751 بینوا هر دم همی گوید که کودر مجاعت منتظر در جست و جو
- M5:1752 چون نباشی منتظر ناید به توآن نوالهٔ دولت هفتاد تو
- M5:1753 ای پدر الانتظار الانتظاراز برای خوان بالا مردوار
- M5:1754 هر گرسنه عاقبت قوتی بیافتآفتاب دولتی بر وی بتافت
- M5:1755 ضیف با همت چو ز آشی کم خوردصاحب خوان آش بهتر آورد
- M5:1756 جز که صاحب خوان درویشی لئیمظن بد کم بر به رزاق کریم
- M5:1757 سر برآور همچو کوهی ای سندتا نخستین نور خور بر تو زند
- M5:1758 که آن سر کوه بلند مستقرهست خورشید سحر را منتظر