قرائت› دفتر ۱› بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان› بیت ۱۹۰۰
M1:1900 — باز فرمان آید از سالار ده / مر عدم را کانچ خوردی باز ده
M1:1900
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت به قدرت خداوند در بازآفرینش و رستاخیز اشاره دارد؛ همانطور که با فرمان او بهار از دل زمستان برمیخیزد و طبیعت زنده میشود، «نیستی» نیز مجبور است هر آنچه را که بلعیده، به امر الهی به «هستی» بازگرداند.
این بیت در ادامهی توصیف قدرت مطلق خداوند در آفرینش و بازآفرینی است. مولانا پیش از این، پاییز را به «دریای مرگ» تشبیه کرده بود که تمام سرسبزی و حیات (شاخ و برگ) را در خود فرو میبرد و کلاغ را به نوحهگری که بر این مرگ سیاهپوش شده است.
در این بیت، ناگهان صحنه دگرگون میشود. «سالار ده» استعارهای است از خداوند، فرمانروای جهان هستی. فرمان او، همان ارادهی الهی (کن فیکون) است که با رسیدن بهار، چرخهی حیات را از نو به گردش درمیآورد. «عدم» یا نیستی، که در پاییز همچون هیولایی حریص، تمام طبیعت را بلعیده بود، اکنون مورد خطاب قرار میگیرد. به او دستور داده میشود که هر آنچه «خورده» و نابود کرده است — تمام آن برگها، گیاهان و بذرها — را بازگرداند.
این تصویر، تمثیلی قدرتمند از رستاخیز و معاد است. همانطور که خداوند هر سال با فرمان خود طبیعت مرده را زنده میکند، قادر است در رستاخیز نیز تمام موجودات را از نیستی به هستی فراخواند. این بیت تأکیدی است بر اصل «ما شاء الله کان» (آنچه خدا بخواهد، میشود) و نشان میدهد که مرگ و نیستی در برابر قدرت خداوند، تنها امانتدارانی موقت هستند و فرمانبردار ارادهی اویند.
- سالار ده
- فرمانروا و صاحب دهکده؛ در اینجا کنایه از خداوند به عنوان فرمانروای جهان هستی است.
- مر عدم را
- به عدم، خطاب به نیستی. «مر» حرف نشانهی مفعولی است که در فارسی قدیم رایج بوده است.
- عدم
- نیستی، نیستیستان، جهان غیرمادی.
- کانچ
- مخفف «که آنچه»؛ یعنی «که هر آنچه را».
- باز ده
- پس بده، بازگردان.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.