قرائت› دفتر ۱› بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان› بیت ۱۹۰۱
M1:1901 — آنچ خوردی وا ده ای مرگ سیاه / از نبات و دارو و برگ و گیاه
M1:1901
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت فرمان خداوند به «مرگ» یا «عدم» است که در فصل بهار، تمام گیاهان و رستنیهایی را که در پاییز از بین برده بود، دوباره به عالم هستی بازگرداند.
این بیت بخشی از تمثیل بزرگتری است که مولانا برای توضیح قدرت خداوند در آفرینش از نیستی (عدم) به کار میبرد. او چرخهٔ فصول را نمونهای از این قدرت میداند. در پاییز، طبیعت میمیرد؛ گویی «مرگ سیاه» تمام سرسبزیها و گیاهان را میبلعد. اما با رسیدن بهار، فرمان الهی صادر میشود و به این مرگ دستور میدهد که هر آنچه را «خورده» است، بازگرداند.
این فرمان، تجلی ارادهٔ خداوند بر نیستی است. «مرگ سیاه» در اینجا تجسمی شاعرانه از همان «عدم» یا نیستی است که در ابیات قبل به آن اشاره شده. این تصویر، مقدمهای است برای اینکه مولانا در ابیات بعدی، این چرخهٔ مرگ و زندگی در طبیعت را به تحولات درونی انسان و «باغ دل» او تشبیه کند و نشان دهد که همانطور که خدا بهار را از دل زمستان برمیآورد، میتواند جان و روان انسان را نیز زنده و شکوفا سازد.
- وا ده
- پس بده، بازگردان
- نبات
- گیاه، هرآنچه از زمین میروید
- دارو
- در اینجا به معنای عام هر نوع گیاه دارویی یا مفید
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.