قرائت› دفتر ۱› بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها› بیت ۱۹۹۶
M1:1996 — مصطفی بیخویش شد زان خوب صوت / شد نمازش از شب تعریس فوت
M1:1996
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
پیامبر (ص) چنان در آن صدای خوش الهی غرق شد و از خود بیخود گشت که در واقعهی «شب تعریس»، نماز صبحش قضا شد.
مولانا در اینجا به روایتی مشهور به «لیلة التعریس» اشاره میکند. در این واقعه، پیامبر و یارانش در بازگشت از سفری، شبهنگام برای استراحت توقف میکنند و به دلیل خستگی زیاد، همگی به خوابی عمیق فرو میروند و نماز صبحشان قضا میشود. مولانا این خواب را نه یک خواب عادی از سر خستگی، بلکه نتیجهی یک بیخویشی و جذبهی روحانی عمیق میداند.
در ابیات قبل، مولانا از ندای «ارحنا یا بلال» (ای بلال، ما را آسوده کن) یاد میکند و صدای اذان بلال را نمادی از یک «صوت خوش» و نفخهی الهی میداند که روح را به پرواز درمیآورد و از خود بیخود میکند. در این بیت، اوج این بیخویشی را در وجود خود پیامبر نشان میدهد. این خواب عمیق و از دست رفتن نماز، از دید مولانا، نه یک غفلت، بلکه نشانهی استغراق کامل در عالم معنا و فنا شدن در برابر تجلی حق است. این حالت «بیخویشی» از نظر او برتر از صورت و ظاهر عبادتی همچون نماز است، چرا که جان عبادت، همین اتصال و فناست.
- بیخویش
- از خود بیخود، در حالت جذبه و خلسه، فنا شده
- زان
- مخفف «از آن»
- خوب صوت
- صدای خوش؛ در اینجا اشاره به ندای الهی یا اذان بلال
- شب تعریس
- شبی که پیامبر و یارانش در سفر به خواب ماندند و نماز صبحشان قضا شد
- فوت شد
- از دست رفت، قضا شد
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.