قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۳ - پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیهٔ او را› بیت ۲۸۰۵
M1:2805 — آب آوردم به تحفه بهر نان / بوی نانم برد تا صدر جنان
M1:2805
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
با نیتی کوچک و مادی (گرفتن نان) به درگاه خلیفه آمدم، اما همین حرکت مرا به مقامی بسیار والا و معنوی (صدر بهشت) رساند.
این بیت زبان حال مرد عرب بادیهنشینی است که کوزهی آب کمارزشی را به عنوان هدیه برای خلیفه آورده تا در عوض، نان و پاداشی بگیرد. مولانا این داستان ساده را به یک تمثیل عمیق عرفانی تبدیل میکند. «آب» نماد تلاش و طاعت ناچیز سالک است و «نان» نماد پاداشهای دنیوی و اهداف اولیهای است که او را به حرکت وامیدارد.
نکتهی اصلی اینجاست که حتی یک نیت کوچک و مادی، اگر انسان را به سمت «درگاه» حقیقت (که خلیفه نماد آن است) بکشاند، میتواند به نتایجی شگرف و معنوی منجر شود. «بوی نان»، یعنی همان کشش و جاذبهی اولیه، سالک را نه فقط به خود نان، که به «صدر جنان» (بالاترین مرتبهی بهشت) میرساند. این بیت نشان میدهد که در مسیر سلوک، خداوند یا مرشد کامل، به انگیزهی اولیه و ناقص سالک نگاه نمیکند، بلکه اصلِ حرکت و روی آوردن او را ارج مینهد و پاداشی بسیار فراتر از طلب اولیهاش به او عطا میکند.
- تحفه
- هدیه، ارمغان
- بهر
- برایِ، به خاطرِ
- صدر
- بالاترین جایگاه، صدر مجلس، مقام والا
- جنان
- بهشتها، باغها
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.