قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بینیازی از آن هدیه و از آن سبو› بیت ۲۸۷۱
M1:2871 — گنج مخفی بد ز پری جوش کرد / خاک را سلطان اطلسپوش کرد
M1:2871
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت به حدیث قدسی «گنج پنهان» اشاره دارد و میگوید که خداوند از فرط کمال و پری، تجلی کرد و عالم خاکی و انسان را با آفرینش خود شرافت و زیبایی بخشید.
مولانا در این بیت، داستان مرد عرب و سبوی آب او را به یک اصل عرفانی بزرگ پیوند میزند. همانطور که خلیفه، با وجود بینیازی کامل از آب مرد فقیر، هدیهی او را از روی لطف محض پذیرفت و او را اکرام کرد، خداوند نیز که «گنجی پنهان» و غنی بالذات بود، از شدت پری و لبریز بودنِ کمالاتش «به جوش آمد» و تجلی کرد.
این «جوشش» همان آفرینش است. خداوند با خلق کردن جهان، بهویژه انسان که از «خاک» سرشته شده، این موجود فروپایه را به «سلطان اطلسپوش» تبدیل کرد. یعنی به او ردای کرامت و خلافت بخشید و او را با صفات خود آراست. آفرینش، نه از روی نیاز، بلکه از روی عشقی سرشار و فیضی بیکران است که از ذات لبریز الهی فوران میکند و به موجودات خاکی، وجود، زیبایی و ارزش میبخشد.
- گنج مخفی
- اشاره به حدیث قدسی «کنتُ کنزاً مخفیاً...»؛ گنج پنهان، کنایه از ذات الهی پیش از آفرینش
- بد
- بود (شکل قدیمی فعل بودن)
- پُری
- پُر بودن، لبریز بودن، کمال
- جوش کرد
- جوشید، فوران کرد، تجلی کرد
- اطلسپوش
- کسی که جامهی اطلس (نوعی پارچه ابریشمی گرانبها) پوشیده؛ کنایه از باارزش و باشکوه
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.