قرائت› دفتر ۲› بخش ۱ - سر آغاز› بیت ۹۰
M2:90 — او چو میخواند مرا من بنگرم / لایق جذبم و یا بد پیکرم
M2:90
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
وقتی خداوند مرا به سوی خود میخواند، باید در خود بنگرم و ببینم آیا ذات و سرشتم با او سنخیت دارد و لایق این جذب الهی هستم یا نه.
این بیت در ادامهٔ اصل «همجنسخواهی» یا قانون جاذبه میان امور همسنخ بیان میشود. مولانا پیش از این توضیح داده است که همانطور که نور چشم به سوی نور خورشید کشیده میشود (نوریان مر نوریان را طالباند)، روح انسان نیز که از جنس نور الهی است، مشتاق و مجذوب اصل خود، یعنی نور بیقیاس خداوند است.
در اینجا، سالک از زبان خودش این پرسش عمیق را مطرح میکند: «او»، یعنی معشوق ازلی و حقیقت مطلق، همیشه در حال فراخواندن و جذب کردن ماست. اما آیا «من» نیز با او سنخیت دارم؟ آیا وجودم آنقدر لطیف و پاک شده که شایستهٔ این کشش باشم؟ یا اینکه وجودی «بد پیکر» دارم، یعنی ناهمگون، زشت و آلوده به صفات ناری و خاکی که مرا از این جاذبهٔ نوری باز میدارد؟
این بیت، لحظهٔ خودآگاهی و تأمل سالک است. او میداند که دعوت از جانب معشوق همیشگی است، اما رسیدن به وصال، به قابلیت و لیاقت عاشق بستگی دارد. این پرسش، مقدمهای برای جستجوی آینهای است که سالک بتواند «نقش جان خویش» را در آن ببیند و بفهمد که از جنس نور است یا ظلمت، روز است یا شب. این آینه، چنانکه در ابیات بعدی میآید، در نهایت «روی یار» است.
- جذب
- کشش، جاذبه، در اصطلاح عرفانی کشش حق به سوی بنده
- بد پیکر
- بدشکل، ناهمگون، نامتناسب، کسی که ظاهر یا باطن زشتی دارد
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.