قرائت دفتر ۳ بخش ۳ - بقیهٔ قصهٔ متعرضان پیل‌بچگان بیت ۱۲۰

M3:120 — حرص دنیا رفت و چشمش تیز شد / چشم او روشن گه خون‌ریز شد

حرص دنیا رفت و چشمش تیز شدچشم او روشن گه خون‌ریز شد
حرص و طمع دنیوی از جانش رفت و چشم بصیرتش تیزبین شد،و درست در همان لحظه‌ی جان دادن، چشمش به حقایق غیبی روشن گشت.
این بیت لحظه‌ی مرگ را توصیف می‌کند که در آن، با رها شدن از حرص دنیا، چشم باطن انسان به حقایق عالم دیگر باز می‌شود، حتی اگر آن لحظه، لحظه‌ی جان دادن و «خون‌ریزی» باشد.

M3:120

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.