قرائت› دفتر ۳› بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام› بیت ۲۴۱۳
M3:2413 — پس گریبانش کشید از پس یکی / که ندارم در یکییاش شکی
M3:2413
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
در اوج بیان اسرار الهی، خداوند (آن یگانه) داوود را از ادامهٔ سخن بازداشت و به خود آورد تا رازها را بیش از این فاش نکند.
در این بخش از داستان، حضرت داوود در حال شرح اسرار عمیق عرفانی است. او به مقامی رسیده که خود را با نور حق یکی میبیند و تفاوتى میان خود و آن نور نمییابد. سخنانش چنان آتشین و پیچیده شده که نزدیک است عقل و فهم شنوندگان را بسوزاند و رازهای سر به مهر الهی را آشکار سازد.
درست در همین لحظهٔ حساس، این بیت فرا میرسد. مولانا با تصویری بسیار زیبا و ملموس، دخالت مستقیم خداوند را به تصویر میکشد. «یکی» که از پشت سر گریبان داوود را میکشد، خودِ خداوند است؛ همان وجود یگانهای که داوود هیچ شکی در وحدانیت او ندارد. این کشش، یک هشدار و فرمان توقف است. گویی خداوند به پیامبرش میگوید: «کافی است. بیش از این اجازهٔ سخن گفتن نداری.» این عمل، داوود را از حالت خلسه و بیخودی (ecstasy) به حالت «با خود آمدن» و هوشیاری بازمیگرداند و او را وامیدارد که سکوت کند و به خلوت خود بازگردد.
- یکییاش
- یکتایی و یگانگی او
- از پس
- از پشت سر، از عقب
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.