قرائت› دفتر ۳› بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد› بیت ۹۸۸
M3:988 — این همه خوشها ز دریاییست ژرف / جزو را بگذار و بر کل دار طرف
M3:988
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
هر زیبایی و خوبیِ جزئی در این جهان، نشانی از یک منبع بینهایت و کلّی (خداوند) است. نباید در این نشانهها متوقف شد، بلکه باید از طریق آنها به اصل و حقیقت کل توجه کرد.
مولانا در این بیت یک اصل مهم در عرفان را بیان میکند: راه بردن از «جزء» به «کل». ابیات قبل از این، انسان را تشویق میکنند که با تمام حواس خود به دنبال نشانههای حقیقت باشد؛ هر جا لطفی، زیبایی یا بوی خوشی یافت، آن را دنبال کند تا به سرچشمهاش برسد.
این بیت آن ایده را به اوج میرساند. «خوشها» همان لذتها، زیباییها و کمالات پراکندهای هستند که در جهان تجربه میکنیم. مولانا میگوید اینها خودشان هدف نیستند، بلکه مانند امواجی هستند که از یک «دریای ژرف» برمیخیزند. این دریا، همان حقیقت کل، مبدأ تمام زیباییها، یعنی خداوند است. «جزء» همان موج است و «کل» همان دریا.
پیام اصلی این است که نباید شیفتهٔ مظاهر و پدیدههای جزئی شد و در آنها متوقف ماند. عارف کسی است که از هر زیبایی زمینی، پلی به سوی زیبایی مطلق میزند و نگاهش را از «جزء» به «کل» معطوف میدارد. این نگاه، اساس توحید عرفانی است که در تمام پدیدهها، یک حقیقت واحد را مشاهده میکند.
- خوشها
- چیزهای خوشایند، لذتها، زیباییها
- ژرف
- عمیق، گود
- جزو
- بخش، پاره، جزء در مقابل کل؛ در اینجا یعنی پدیدههای جزئی و مظاهر پراکندهٔ حقیقت
- کل
- تمامیت، همه؛ در اینجا یعنی حقیقت واحد، مبدأ کل، خداوند
- طرف داشتن
- نگاه کردن، توجه کردن، روی آوردن
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.