قرائت› دفتر ۳› بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد› بیت ۹۹۴
M3:994 — بهر یاری مار جوید آدمی / غم خورد بهر حریفِ بیغمی
M3:994
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت بیانگر یک تناقض در رفتار انسان است: آدمی برای رسیدن به یک هدف، گاهی به سراغ ضد آن میرود، همانطور که برای یافتن همراهی و صمیمیت (یاری)، موجودی خطرناک (مار) را جستجو میکند.
مولانا در این بیت و ابیات قبل، به اصل «جمع اضداد» اشاره میکند. او معتقد است که بسیاری از امور به ظاهر متضاد، در باطن به یکدیگر پیوستهاند و یکی، راه رسیدن به دیگری است. همانطور که جنگها در نهایت به صلح میانجامند (بیت ۹۹۳)، انسان نیز گاهی برای رسیدن به یک مقصود، وسیلهای را انتخاب میکند که در ظاهر کاملاً با آن هدف بیگانه و حتی در تضاد است.
مصراع اول، «بهر یاری مار جوید آدمی»، مقدمهای برای داستان مارگیر است. مارگیر برای کسب شهرت و نمایش قدرت خود (که نوعی جلب توجه و «یاری» از سوی مردم است)، به دنبال موجودی خطرناک و مهیب مانند مار یا اژدها میرود. او خطر را به جان میخرد تا به هدفی ظاهراً متضاد با آن، یعنی مقبولیت و همراهی مردم، دست یابد.
مصراع دوم، «غم خورد بهر حریف بیغمی»، این ایده را عمیقتر میکند. انسان برای آنکه به آرامش و بیغمی برسد (حریف بیغمی)، رنج و غصههای فراوانی را تحمل میکند. گویی مسیر رسیدن به آسایش، از دل ناآرامی و سختی میگذرد. این بیت در واقع به تلاشهای مخاطرهآمیز و گاه ابلهانهی انسان اشاره دارد که برای کسب امری ارزشمند، خود را در معرض نابودی قرار میدهد؛ درست مانند مارگیری که در ادامهٔ داستان، به خاطر نمایش و جلب توجه، جان خود و دیگران را به خطر میاندازد.
- بهر
- برایِ، به خاطرِ
- یاری
- همراهی، دوستی، کمک
- حریف
- همنشین، همراه، رفیق
- بیغمی
- آسودگی، آرامش، نداشتن غم و غصه
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.