قرائت› دفتر ۳› بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد› بیت ۹۹۸
M3:998 — مارگیر از بهر حیرانی خلق / مار گیرد اینت نادانی خلق
M3:998
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
شغل مارگیر این است که برای به حیرت واداشتن مردم مار بگیرد و این کار، نادانی و کوتهبینی تماشاگران را نشان میدهد که از دیدن چنین چیزی شگفتزده میشوند.
این بیت در آغاز داستان «مارگیر و اژدهای یخزده» آمده است و به نوعی مقدمهای فلسفی برای آن است. مولانا به رابطهی میان مارگیر و تماشاگرانش اشاره میکند. مارگیر برای کسب درآمد و جلب توجه، کاری خطرناک و به ظاهر شگفتانگیز انجام میدهد: گرفتن مار. اما شگفتی واقعی از آنِ تماشاگران است. مولانا با لحنی انتقادی میگوید که این حیرتزدگی مردم، نشانهی «نادانی» آنهاست.
چرا نادانی؟ زیرا انسان، که در بیت بعدی به «کوه» تشبیه میشود، موجودی با ظرفیتها و عظمتی بیکران است. شأن و مقام روح انسانی بسیار فراتر از آن است که از دیدن یک مار اسیر شده به دست یک مارگیر به وجد بیاید. این حیرت، نشان میدهد که انسان از عظمت وجودی خود غافل است و خودش را نمیشناسد. او که میتواند کوهها و مارها را در برابر شکوه خود به حیرت وادارد، اکنون خود، حیران یک نمایش کوچک و دنیوی شده است. این بیت، زمینه را برای نقد عمیقتری فراهم میکند: انسانی که خود را ارزان فروخته و به جای شناخت اقیانوس درون، سرگرم بازیهای حقیر بیرونی شده است.
- بهر
- برای، به خاطر
- خلق
- مردم، جماعت
- اینت
- این تو را، این برای توست (برای تأکید و اشاره به کار میرود)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.