قرائت دفتر ۳ بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد بیت ۹۹۷

M3:997 — مارگیر اندر زمستان شدید / مار می‌جست اژدهایی مرده دید

مارگیر اندر زمستان شدیدمار می‌جست اژدهایی مرده دید
مرد مارگیر در سرمای سخت زمستان،به دنبال ماری می‌گشت که ناگهان اژدهایی مرده پیدا کرد.
در یک زمستان بسیار سرد، مارگیری که برای نمایش و کسب درآمد به دنبال مار می‌گشت، با جسد یخ‌زده‌ی اژدهایی عظیم روبرو شد و آن را با یک مار مرده اشتباه گرفت.

M3:997

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.