قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۶۲
M5:1362 — از طرب گشته بزان زن هزار / در شرار شهوت خر بیقرار
M5:1362
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
خاتون از شدت هیجان و شهوت، مانند بزی وحشی بالا و پایین میپرید و در آتش میل جنسی به خر، بیقراری میکرد.
این بیت اوج هیجان شهوانی و نابخردی خاتون را به تصویر میکشد. مولانا او را در حالتی حیوانی توصیف میکند؛ «بزان گشتن» یا مانند بز جستوخیز کردن، کنایه از شادیای است که عقل و وقار انسانی را زایل کرده و به حرکتی غریزی و سبکسرانه تبدیل شده است.
این تصویر، مقدمهای است برای فاجعهای که در پیش است. این شادی کور و بیمهار، ناشی از غلبهٔ شهوت است؛ شهوتی که حقیقت را وارونه جلوه میدهد و خطر مرگبار را به چشم او لذتی بینظیر مینمایاند. او در «شرار» یا جرقههای آتشین این شهوت اسیر شده و کاملاً «بیقرار» است. این بیقراری، همان عجله و بیدقتیای است که باعث میشود او به «کدو» (عقل و احتیاط) توجه نکند و کورکورانه خود را به هلاکت بیندازد. در نگاه مولانا، این زن نماد نفسی است که وقتی شهوت بر آن حاکم شود، زشتی را زیبایی میبیند و با پای خود به مسلخ میرود.
- طرب
- شادی و خوشی بسیار، وجد و سرور
- بزان گشتن
- مانند بز جستوخیز کردن، از شدت شادی بالا و پایین پریدن
- شرار
- جرقهٔ آتش، شعله
- بیقرار
- ناآرام، بیتاب، مضطرب
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.