قرائت دفتر ۵ بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب بیت ۱۳۶۳

M5:1363 — چه بزان کآن شهوت او را بز گرفت / بَز گرفتن گیج را نبود شگفت

چه بزان کآن شهوت او را بز گرفتبَز گرفتن گیج را نبود شگفت
چه جهش‌های بَزمانندی! شهوت او را مانند بزی بی‌قرار کرده بود.و البته جای تعجب نیست که یک فرد گیج و سرگشته، این‌چنین بی‌اختیار و بازیگوش شود.
شهوت، آن زن را مانند بزی بی‌قرار و بازیگوش کرده بود؛ اما عجیب نیست که فردی سرگشته و گیج از شهوت، چنین رفتاری از خود نشان دهد.

M5:1363

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.