قرائت› دفتر ۶› بخش ۲۳ - تشبیه مغفلی کی عمر ضایع کند و وقت مرگ در آن تنگاتنگ توبه و استغفار کردن گیرد به تعزیت داشتن شیعهٔ اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازهٔ انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است› بیت ۷۸۲
M6:782 — یک غریبی شاعری از ره رسید / روز عاشورا و آن افغان شنید
M6:782
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
یک شاعر غریبه و مسافر، در روز عاشورا به شهر حلب میرسد و صدای ناله و زاری عظیم مردم را میشنود.
این بیت، صحنهی داستان را برای تمثیلی بزرگتر آماده میکند. شخصیت اصلی، یک «شاعر غریب» است. غریب بودن او دو جنبه دارد: هم مسافر و ناآشنا به شهر است و هم از حقیقت ماجرای کربلا و عمق سوگواری مردم بیخبر است. او فقط یک صدای مبهم، یک «افغان» میشنود و هنوز معنای آن را درک نمیکرده است.
مولانا با معرفی این شخصیت، مقدمات نقد خود را فراهم میکند. این شاعر نماد انسانی است که با پدیدههای معنوی و عمیق به شکلی سطحی و بیرونی برخورد میکند. او به جای درک اصل واقعه، به دنبال فرصتی برای کسب درآمد از طریق سرودن مرثیه است. در واقع، این بیت نقطه شروعی است برای نشان دادن تفاوت میان سوگواری حقیقی و آگاهانه با واکنشی ظاهری و منفعتطلبانه به یک مصیبت که قرنها پیش رخ داده است. این داستان، تمثیلی است برای کسانی که در پایان عمر، تازه به فکر توبه و جبران میافتند؛ درست مانند این شاعر که دیر به صحنه رسیده و از اصل ماجرا بیخبر است.
- غریبی
- فردی ناآشنا، مسافر، بیگانه
- از ره رسید
- از سفر آمد، وارد شد
- افغان
- ناله، زاری، فریاد بلند از درد و اندوه
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.