دیوان شمس› غزل ۱۱۹۶› بیت ۸ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۹۶

  1. ور نبینی کز دو عالم برتر آمد شمس دین بر تک دریای غفلت مرده ریگی تو هنوز

G1196:8

به زبانِ تو

و اگر نمی‌بینی که مقام شمس دین از هر دو جهان بالاتر است،پس تو هنوز همچون لاشه‌ای در اعماق دریای بی‌خبری هستی.
کسی که عظمت و جایگاه معنوی شمس را که فراتر از دنیا و آخرت است درک نکند، در واقع یک مرده‌ی معنوی است که در عمق غفلت فرورفته است.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

بر تکدر ته، در عمقمرده ریگلاشه‌ی حیوان مرده، کنایه از موجود بی‌ارزش و بی‌جان

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز·خورد  نی و خواب نی اندر هوای دلفروز
  2. 2 گر تو یارا عاشقی ماننده این شمع باش·جمله شب می‌گداز و جمله شب خوش می‌بسوز
  3. 3 غیر عاشق دان که چون سرما بود اندر خزان·در میان آن خزان باشد دل عاشق تموز
  4. 4 گر تو عشقی داری ای جان از پی اعلام را·عاشقانه نعره‌ای زن عاشقانه فوز فوز
  5. 5 ور تو بند شهوتی دعوی عشاقی مکن·در ببند اندر خلاء و شهوت خود را بسوز
  6. 6 عاشق و شهوت کجا جمع آید ای تو ساده دل·عیسی و خر در یکی آخر کجا دارند پوز
  7. 7 گر همی‌خواهی که بویی بشنوی زین رمزها·چشم را از غیر شمس الدین تبریزی بدوز
  8. 8 ور نبینی کز دو عالم برتر آمد شمس دین·بر تک دریای غفلت مرده ریگی تو هنوز
  9. 9 رو به کتاب تعلم گرد علم فقه گرد·تا سرافرازی شوی اندر یجوز و لایجوز
  10. 10 جان من از عشق شمس الدین ز طفلی دور شد·عشق او زین پس نماند با مویز و جوز و کوز
  11. 11 عقل من از دست رفت و شعر من ناقص بماند·زان کمانم هست عریان از لباس نقش و توز
  12. 12 ای جلال الدین بخسپ و ترک کن املا بگو·که تک آن شیر را اندرنیابد هیچ یوز

ganjoor: sh1196 · public domain