دیوان شمس غزل ۲۰ بیت ۶ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۰

  1. بگرفت دم مار را یک خارپشت اندر دهن سر درکشید و گرد شد مانند گویی آن دغا

G20:6

به زبانِ تو

خارپشتی، دم یک مار را به دهان گرفت؛آن موجود فریبکار، خود را جمع کرد و مانند یک توپ گرد شد.
برای مثال، خارپشتی دم ماری را گرفت و برای دفاع از خود، بدنش را به شکل یک گوی خارداری درآورد.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

دغافریبکار، حیله‌گر

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را·می‌دان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما
  2. 2 ور خود برآید بر سما کی تیره گردد آسمان·کز دود آورد آسمان چندان لطیفی و ضیا
  3. 3 خود را مرنجان ای پدر سر را مکوب اندر حجر·با نقش گرمابه مکن این جمله چالیش و غزا
  4. 4 گر تو کنی بر مه تفو بر روی تو بازآید آن·ور دامن او را کشی هم بر تو تنگ آید قبا
  5. 5 پیش از تو خامان دگر در جوش این دیگ جهان·بس برطپیدند و نشد درمان نبود الا رضا
  6. 6 بگرفت دم مار را یک خارپشت اندر دهن·سر درکشید و گرد شد مانند گویی آن دغا
  7. 7 آن مار ابله خویش را بر خار می‌زد دم به دم·سوراخ سوراخ آمد او از خود زدن بر خارها
  8. 8 بی صبر بود و بی‌حیل خود را بکشت او از عجل·گر صبر کردی یک زمان رستی از او آن بدلقا
  9. 9 بر خارپشت هر بلا خود را مزن تو هم هلا·ساکن نشین وین ورد خوان جاء القضا ضاق الفضا
  10. 10 فرمود رب العالمین با صابرانم همنشین·ای همنشین صابران افرغ علینا صبرنا
  11. 11 رفتم به وادی دگر باقی تو فرما ای پدر·مر صابران را می‌رسان هر دم سلامی نو ز ما

ganjoor: sh20 · public domain