دیوان شمس› غزل ۲۰› بیت ۹ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۰
- بر خارپشت هر بلا خود را مزن تو هم هلا ساکن نشین وین ورد خوان جاء القضا ضاق الفضا
G20:9
به زبانِ تو
آگاه باش! تو هم خودت را به خارپشتِ هر بلایی نکوب؛آرام بنشین و این ذکر را بخوان: «تقدیر چون فرارسد، عرصه تنگ میشود.»
پس تو هم در برابر مشکلات و مصائب که مانند خارپشت هستند، ستیزهجویی نکن. آرام باش و بپذیر که در برابر قضای الهی، راه فراری نیست.
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
هلاآگاه باش، هان (حرف تنبیه)وردذکر، دعایی که تکرار میشودجاء القضا ضاق الفضا(عبارت عربی) «قضا و قدر آمد و عرصه تنگ شد.»
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را·میدان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما
- 2 ور خود برآید بر سما کی تیره گردد آسمان·کز دود آورد آسمان چندان لطیفی و ضیا
- 3 خود را مرنجان ای پدر سر را مکوب اندر حجر·با نقش گرمابه مکن این جمله چالیش و غزا
- 4 گر تو کنی بر مه تفو بر روی تو بازآید آن·ور دامن او را کشی هم بر تو تنگ آید قبا
- 5 پیش از تو خامان دگر در جوش این دیگ جهان·بس برطپیدند و نشد درمان نبود الا رضا
- 6 بگرفت دم مار را یک خارپشت اندر دهن·سر درکشید و گرد شد مانند گویی آن دغا
- 7 آن مار ابله خویش را بر خار میزد دم به دم·سوراخ سوراخ آمد او از خود زدن بر خارها
- 8 بی صبر بود و بیحیل خود را بکشت او از عجل·گر صبر کردی یک زمان رستی از او آن بدلقا
- 9 بر خارپشت هر بلا خود را مزن تو هم هلا·ساکن نشین وین ورد خوان جاء القضا ضاق الفضا
- 10 فرمود رب العالمین با صابرانم همنشین·ای همنشین صابران افرغ علینا صبرنا
- 11 رفتم به وادی دگر باقی تو فرما ای پدر·مر صابران را میرسان هر دم سلامی نو ز ما
ganjoor: sh20 · public domain