دیوان شمس غزل ۲۸۳۷ بیت ۱ بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۳۷

  1. هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی برسد وصال دولت بکند خدا خدایی

G2837:1

به زبانِ تو

ای عاشقان، مژده که این جدایی به پایان رسید!دوران وصال فرا می‌رسد و خداوند قدرت خود را آشکار می‌کند.
این بیت به سالکان مژده می‌دهد که دوران هجران و دوری از معشوق الهی تمام شده و زمان وصل و تجلی لطف خداوند فرا رسیده است.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

هلهآگاه باشید، ای (برای خطاب و تنبیه)وصال دولترسیدن به سعادت و کامیابی (در اینجا، وصال معشوق)خدا خدایی بکندخداوند قدرت و عظمت خود را به طور کامل آشکار سازد.

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی·برسد وصال دولت بکند خدا خدایی
  2. 2 ز کرم مزید آید دو هزار عید آید·دو جهان مرید آید تو هنوز خود کجایی
  3. 3 شکر وفا بکاری سر روح را بخاری·ز زمانه عار داری به نهم فلک برآیی
  4. 4 کرمت به خود کشاند به مراد دل رساند·غم این و آن نماند بدهد صفا صفایی
  5. 5 هله عاشقان صادق مروید جز موافق·که سعادتی است سابق ز درون باوفایی
  6. 6 به مقام خاک بودی سفر نهان نمودی·چو به آدمی رسیدی هله تا به این نپایی
  7. 7 تو مسافری روان کن سفری بر آسمان کن·تو بجنب پاره پاره که خدا دهد رهایی
  8. 8 بنگر به قطره خون که دلش لقب نهادی·که بگشت گرد عالم نه ز راه پر و پایی
  9. 9 نفسی روی به مغرب نفسی روی به مشرق·نفسی به عرش و کرسی که ز نور اولیایی
  10. 10 بنگر به نور دیده که زند بر آسمان‌ها·به کسی که نور دادش بنمای آشنایی
  11. 11 خمش از سخن گزاری تو مگر قدم نداری·تو اگر بزرگواری چه اسیر تنگنایی

ganjoor: sh2837 · public domain