قرائت› دفتر ۲› بخش ۶۲ → قبلی · بعدی ←
بخش ۶۲ - بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست
بیدار کردن ابلیس، معاویه را که «برخیز وقت نماز است»
- M2:2608 در خبر آمد که آن معّاویهخفته بد در قصر در یک زاویه روایت میکنند که معاویه، خلیفهٔ اموی،در گوشهای از قصر خود به خواب رفته بود.این بیت، صحنهٔ داستان را با معرفی شخصیت اصلی، یعنی معاویه، و موقعیت او، که در گوشهای از کاخش به خواب رفته است، آغاز میکند.
- M2:2609 قصر را از اندرون در بسته بودکز زیارتهای مردم خسته بود
- M2:2610 ناگهان مردی ورا بیدار کردچشم چون بگشاد پنهان گشت مرد ناگهان مردی او را از خواب بیدار کرد،اما همین که چشم باز کرد، آن مرد ناپدید شد.این بیت لحظهی مرموزی را توصیف میکند که معاویه توسط شخصی ناشناس بیدار میشود، اما به محض باز کردن چشمهایش، آن شخص غیب میشود.
- M2:2611 گفت اندر قصر کس را ره نبودکیست کین گستاخی و جرات نمود
- M2:2612 گرد برگشت و طلب کرد آن زمانتا بیاید زان نهان گشته نشان
- M2:2613 او پس در مدبری را دید کودر پس پرده نهان میکرد رو
- M2:2614 گفت هی تو کیستی نام تو چیستگفت نامم فاش ابلیس شقیست معاویه فریاد زد: «هی، تو کیستی و نامت چیست؟»آن شخص پاسخ داد: «نام آشکار من، ابلیس بدبخت است.»معاویه از آن موجود پنهانشده هویتش را میپرسد و او بیپرده خود را ابلیس معرفی میکند.
- M2:2615 گفت بیدارم چرا کردی بجدراست گو با من مگو بر عکس و ضد گفت: «چرا با این همه اصرار بیدارم کردی؟با من صادق باش و حرفهای متناقض و وارونه نزن.»معاویه با ناباوری از ابلیس میپرسد که چرا با جدیت او را برای نماز بیدار کرده و از او میخواهد که نیت واقعیاش را بدون فریبکاری بیان کند.